وبلاگ پس از باران؛ تقریباً تمامی جاهای دیدنی در غرب کشور را گشته ام و رفتن و دین روستای پالنگان رو دلم مانده بود تا اینکه تصمیم گرفتیم بریم و پالنگان را هم ببینیم .
بعد از گذر از شهر سنندج و کامیاران مسیرمان را به سوی روستای پالنگان ادامه دادیم و در حدود 20 کیلومتر مانده به روستا بود که فهمیدم این جایی که قرار ببینم یک جورایی از بقیه متفاوت است بافت و پوشش گیاهی منطقه عوض شد و مزرعه های گندم که به رتگ طلایی در آمده بودند در لابلای تپه های پوشیده از درختان خودرو شروع به خودنمایی کردند .رنگ طلایی گندمها نور خورشید را منعکس می کردو ترکیبی از انواع رنگهای سبز درختان و ارتفاعات پوشیده از بوته های سبز آن را تعدیل کرده و حالت چشم نوازی را ایجاد می کرد که مجبورت می کرد بی اختیار توقف کرده و فقط به آنچه که می بینی نگاه کنی. در نزدیکی های روستا شیب جاده شدید شده و مجبور بودی در حالی که از دنده سنگین استفاده می کنی مرتب از ترمز هم استفاده نمایی. سر انجام در سمت چپ ما روستای پالنگان ظاهر شد و وقتی ما وارد بخش ابتدایی روستا شدیم تازه فهمیدیم که اصلاً جایی برای پارک ماشین وجود ندارد و روستا پر از گردش گر است به هر حال در یک جای تقریباً نامناسب ماشین را پارک کرده و به تماشا ی روستا مشغول شدیم ، تقریباً شبیه عکسهایی بود که قبلاً از روستا دیده بودم و همراهان پیشنهاد کردند خوب حالا که روستا را دیدیم بیا برگردیم کامیاران و جایی برای خواب شب دست و پا کنیم منم گفتم این همه ماشین اینجاست و ما کسی را نمی بینیم حتماً اون پایین یک خبری هست بیایید حد اقل بریم ببینیم این مردم کجا رفتند ،سر انجام با حالتی سرشار از تردید و اجبار قانع شدند که بیان ببینن این مردم کجار رفتند . روستا به وسیله رودخانه سیروان به دو قسمت مجزا تقسیم شده است و در طرفی که ما بودیم یک ردیف پله کان توجهمان را به خود جلب کردو فهمیدیم اگر این پله ها را ادامه بدیم مردمی را که ماشینهایشان را رها کرده بودند پیدا خواهیم کرد در انتهای پله ها خودمان را در داخل یک دره عمیق و ساکت دیدیم که رودخانه سیروان با وقار خاصی در آن به آرامی طی طریق می کرد تعداد زیادی گردش گر در کنار رودخانه نشسته بودند و هر کدام به نحوی از رودخانه لذت می بردند یکی زده بود به آب و در داخل آن راه می رفت دیگری در گوشه ای نشسته بود و فقط به جریان آب نگاه می کرد صدای آرام رودخانه همچون یک موسیقی دلنواز از میان سکوت حاکم برآنجا شما را به دیدن و شنیدن پالنگان وا دار می کرد وقتی در سرزمین پدری کودکیم را زندگی می کردم بزرگ شدن را در این می دیدم هرجا سخره ای ، کوهی و یا بلندی را دیدم از آن بالا رفته و نشان دهم که من می توانم اما اینجا قضیه جور دیگه ای بود با حالتی درمانده به دیوارهای سنگی پشت آبادی نگاه می کردم و زیر لب می گفتم یعنی کسی هم پیدا می شود که بتواند از این دیوارها بالا برود در امتداد آبادی در حالی که یک چشممان به آسمان بود یک چشممان به زمین با حالت تحسین و تعجب راهمان را ادامه دادیم تا به یک پل چوبی کوچک رسیدم که به یک باغ منتهی می شد و مردم مرتب از داخل باغ خارج می شدند با توجه به تجربیات قبل انگیزه پیدا کردیم که بریم و این باغ را هم ببینیم و بفهمیم که اینجا چه خبر است در ابتدای پل یک قهوه خانه بود که با چایی و آبمیوه از مشتریهایش پذیرایی می کرد و یک عده جوان هم نشسته بودند و بازی ایرا ن و ازبکستان را نگاه می کردند . ماهم کمی از بازی را نگاه کردیم ولی بازی ایران چنگی به دل نمی زد و ترجیح دادیم بریم صفایی به شکممان بدهیم . از پل کوچک عبور کرده و پس از طی کردن حدود سیصد متر به ورودی باغ رستوران رسیدیم یک باغ بزگ گردو بود که در امتداد رودخانه قرار داشت و به غرفه های 12 متری تقسم شده بود ، شما در حالی که در حریم خصوصی در زیر سایه درختان گردو نشسته بودید می توانستید ضمن خوردن ماهی قزل آلای سرخ کرده به روش پالنگانی ها از دین رودخانه سیروان که آرام و با وقار در جلو چشمتان جاری بود لذت ببرید . خلاصه هوای باغ پر بود از بوی زغال ، ماهی و چایی که همه جا را برداشته بود به آسمان که نگاه می کردی از دیدن آن همه کوه بلند و دیوارهای سنگی خونت به جوش می آمد. به دره که نگاه می کردی آرامش رودخانه سیروان و سکوت حاکم بر فضای دره بود که تو را به اعماق وجودت پس می داد و وادارت می کرد به خودت برگردی و بفهمی که دنیا همش دود و ماشین و اینترنت پرسرعت و ...... نیست .اینجوری هم میشه خوش بود و از طبیعت زیبای مناطق کرد نشین لذت برد .
پالنگان از دریچه دوربین روزنامه نگار گاردین
روزنامه گاردین گزارشی از طبیعت زیبای روستای پلنگان استان کردستان منتشر کرده است؛ پلنگان یکی از روستاهای زیبای استان کردستان و دهستان ژاورود از توابع شهرستان کامیاران است.
بنا بر این گزارش، این روستا در 47 کیلومتری شمالغرب این شهر و در دره تنگیور است و به دلیل جاذبههای طبیعی زیبایش، بسیار مورد توجه گردشگران قرار گرفته است.
نکته جالب این روستا، معماری فوقالعاده آن است، به گونه ای که روستا در دامنه کوه و در دو سوی دره قرار گرفته و خانههای آن با سنگ و عموما به حالت پلکانی ساخته شده و پشتبام منزل پایین حیاط منزل بالاست.
«آموس چاپل»، عکاس و خبرنگار نیوزیلندی روزنامه گاردین، زمستان پارسال را در کردستان گذرانده و به تازگی، گزارش تصویری از زیباییهای روستای پلنگان در وبسایت این روزنامه منتشر کرده است.
یک کودک روی یکی از پشت بام های معروف خانه ای در پلنگان، روستا در دامنه کوه و در 2 طرف دره قرار گرفته و خانههای آن با سنگ و عموما به حالت پلکانی ساخته شده و پشت بام منزل پایین حیاط منزل بالا است. Amos Chapple
شب های پلنگان در دره تنگیور Amos Chapple
معماری زیبا و منحصر به فرد روستای پلنگان Amos Chapple
روشن کردن آتش در کوچه پس کوچه های پلنگان Amos Chapple
چوپان های دره تنگیور در کردستان Amos Chapple
جاده های کوهستانی پلنگان و طلوع خورشید در دره زیبای تنگیور Amos Chapple
چوپان های دره تنگیور در کردستان، روستای پالنگان افزون بر 20 چشمه جوشان در دره تنگیور دارد که آب خود را به رودخانه تنگیور میریزند و آبشارهای حاصل از ریزش آب این چشمهها بسیار دیدنی است. Amos Chapple
آتش مرد چوپان در غروب پلنگان و کنار جاده آسفالتی که به این روستا می رسد. Amos Chapple
غروب جاده و مینی بوسی در مسیر رسیدن به پلنگان Amos Chapple
Amos Chapple
Amos Chapple